تبلیغات
خبرهای دزفول - گروه دزفول - استان شدن دزفول - وبلاگ دزفول - dezful city , dezful news , dezful - دزفول این شهر انگار خیلی بزرگ ...
 
خبرهای دزفول - گروه دزفول - استان شدن دزفول - وبلاگ دزفول - dezful city , dezful news , dezful
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد


نظرسنجی
مهمترین مشکل شهر دزفول چیست ؟






dezfulدزفول(تاریخچه، مقاله کاپوچینو در مورد دزفول) با این همه مقبره و آمام زاده ...با انواع کرامات ... و احساس عجیبی که از قدم برداشتن رو خاکش بهت دست می ده ... چه آدم هایی که قدم بر نداشتن رو این خاک ... عرفا ...  خیلی عجیبه انگار که این شهرنه خیلی بزرگ یک جور هایی همه آدم های بزرگ رو به سمت خودش دعوت می کرده ... و زمین عجیبش ... که روش خاکه و زیرش ترکیب عجیبی از قلوه سنگ ... خیلی قشنگه ولی می ترسی هر لحظه بره پایین ...
از مناطق طبیعی که نمی شه حرف زد ... از مزارع و باغ هایی که دیدم ... از گله گوسفندا و بزها و گاوها ... چقدر این بره ها و بزغاله ها شون نازن

dezfulدزفول(تاریخچه، مقاله کاپوچینو در مورد دزفول) با این همه مقبره و آمام زاده ...با انواع کرامات ... و احساس عجیبی که از قدم برداشتن رو خاکش بهت دست می ده ... چه آدم هایی که قدم بر نداشتن رو این خاک ... عرفا ...  خیلی عجیبه انگار که این شهرنه خیلی بزرگ یک جور هایی همه آدم های بزرگ رو به سمت خودش دعوت می کرده ... و زمین عجیبش ... که روش خاکه و زیرش ترکیب عجیبی از قلوه سنگ ... خیلی قشنگه ولی می ترسی هر لحظه بره پایین ...
از مناطق طبیعی که نمی شه حرف زد ... از مزارع و باغ هایی که دیدم ... از گله گوسفندا و بزها و گاوها ... چقدر این بره ها و بزغاله ها شون نازن ... از انواع و اقسام پرنده با صدا های عجیب و اسم های محلی ... یکیشون که الان یادم میاد همون ابابیل قصه عام الفیل هست که سنگ می ریزن رو سر فیل ها ... اینجا شوکوره خوانده می شه ... پرنده ای که کوره و برای پرواز باید خودش رو از یک بلندی بندازه پایین ... نمی تونه از زمین بلند بشه ... جالبیش اینه که چطور این پرنده تو قصه عام الفیل تونسته از زمین سنگ برداره !

از اون جاهای بکری که هیچ کس نمی ره ... کوه و رود ... و بیشه ... اون جایی که باید هر لحظه منتظر باشی یک گراز نر وحشی 300 کیلویی بپره بیرون و تیکه پارت کنه ...

از تجربه های جدیدی که داشتم ... گذر کردن از رود کرخه با یک بلم لغزان که فقط برای سه نفر جاداره ... از میون نی زار ها و شاخ و برگ ها ... شلیک کردن با یک دولول شکاری ... و همینطور با یک کلت با تیر های واقعی از همون هایی که باهاش آدم می کشن! ... خیلی جالب بود ... هدف گیریم هم پیشرف کرد ... (خلاصه مواظب باشد ناراحتم نکنید ... من آدم خطرناکی شدم !! ) کلی هم از آثار جنگ دیدم و انواع و اقسام گلوله و ترکش ... تیر کاتیوشا و مینی کاتیوشا ... سنگر های جنگی رو دیدم و خرابی ها رو ... و همینطور دیدم که جنگل ها و نی زار ها با چه سرعتی داره خراب می شه ...
همیشه فکر می کردم شمال ایران سبز ترین جای ایرانه ... ولی تو این سفر گاهی واقعا شک می کردم که کجا هستم ... شمال یا جنوب ! هوای خیلی خوبی بود به خصوص با ورود ما بارون خوبی هم اومد .. البته روز های آخر انقدر گرم شد که نشونمون بده اینجا جنوبه ... و آفتاب داغش می سوزونه بد جور
رودخونه کرخه و دز با انشعاباتشون سد هاشون و پل هاشون ... فوق العاده بودن

خیلی حرف زدم ... با این وجود نگفته زیاد مونده ... چیزهایی که نمی شه گفت و تعریف کرد فقط باید دید ... اگر شد از عکس هام می گذارم اینجا ... ولی واقعیت یک چیز

نوشته شده در  :

http://hodak.blogspot.com/2004_03_01_archive.html





نوع مطلب : دزفول در دیگر سایت ها، 
برچسب ها :





تبلیغات
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه